|
|
|
|
|
|
|
|
|
سلام به برادرم قاسم
امروز که از پیاده رو خیابان می گذشتم در فراز و نشیب افکارم ناگهان شعری از سهراب را زمزمه کردم که دلم نیامد برای شما ننویسم: آنروزها در حریم دلربای حضرت آقا ٬سرمست سبو بودیم و دلخوش آرامش جذاب وصال ٬گویی که سهراب از زبان دل ما می سراید: زیر دندان های ما طعم فراغت جابجا می شد پای پوش ما که از جنس نبوت بود ما را با نسیمی از زمین می کند چوبدست ما به دوش خود بهار جاودان می برد هر یک از ما آسمانی داشت در هر انحنای فکر. هر تکان دست ما با جنبش یک بال مجذوب سحر می خواند. جیب های ما صدای جیک جیک صبح های کودکی می داد. ما گروه عاشقان بودیم و راه ما از کنار قریه های آشنا با فقر تا صفای بیکران می رفت. قم(عابد باقری) http://www.khorshidiranma.blogfa.com |
||
|
|
|
||||||||
|
|||||||||
|
|
|
|
|
روشن تر از خورشید روشن تر از خورشید
![]() نیستم اما بودنم به قدری است که بتوانم سطوری ولو به ناچیزی یه نقطه تنها در وصف وجود چون آینه حضرت استاد آیت الله حاج سید علی اصغر دستغیب دام عزه بنویسم که یقین دارم یک نقطه از او آشنای هزاران ورق پاک توصیف است
و ما توفیقی الا بالله (گوشه ای از دست نوشته های جناب آقای عابد باقری در وصف استاد) روشن تر از خورشید: www.khorshidiranma.blogfa.com |
||
|
|
|
||
|
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||
ادامه مطلب |
||||